أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

111

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

اضلاع و جنب و صدر و اقشعرار اما رياح جنوبى و آن مرجى بود مر قوت را و مفتح بود مسام را و مسور و محرك بود اخلاط را بجانب خارج و مثقل بود حواس را و مفسد قروح باشد و ناكس امراض بود و مضعف بود در قروح و نقرس احداث حكه كند و صداع را به حركت آورد و خواب آورد و مورث حميات عفنى بود و ليكن از ان خشونت حلق پديد نمىشود اما رياح مشرقيه اگر در آخر شب آيد و اول روز موجب تعديل مزاج بود و رطوبت آن كم باشد و اگر در آخر روز آيد و اول شب امر او بر خلاف اين باشد و باد مشرقى بهر تقدير بهتر بود از باد مغربى امّا باد مغربى و اين باد اگر آخر شب و اول روز آيد از هواى مىآيد كه آفتاب در ان هوا اثر نكرده باشد و اين باد كثيف بود و غليظ باشد و اكثر در آخر روز آيد و اول شب حال او بر خلاف آن باشد - فصل يازدهم در موجبات مساكن و وضايع آن چون آن بيشتر مذكور شد از اختلاف احوال مساكن از عرض بلد بسبب مسامتت شمس و از براى طول نهار ديگر وضع بلد از ارتفاع و انخفاص آن از قرب و بعد از سطح انعكاس بكره زمهريريه و از مجاورت جبال در جوّجه‌كونه اثر دارد اگر از جانب شمال بود يا از طرف جنوب باشد يا از نواحى مشرق بود يا از جهت مغرب بود و از مجاورت بحار كه آن در يك جانب بود يا در اطراف آن باشد و ديگر هبوب رياح كه از كدام جهت باشند و آن را در هر جهتى چه اثر باشد ديگر ترتيب كه اصل فرش مسكن بود كه از چه بابست از نرمى و سختى و طينى و ترابى و حجرى و صخرى و رملى و جينى و ترى و ديگر بيشها و جنگلها و حمامهاى كهن و خانهاى ويرانه و زير درختان كهن و مقبرها و حرب‌گاهها و ملحمها و حوالى معدنها و كانها و مرابط حيوانات از هر جنس چون مرابط ابل و بقر و اسب و گوسفند كه هوا بواسطه مجاورات اين حيوانات و فضلات آنها چگونه متغير مىشود و هر هوايى ازين اهويه را اثرى بود در بدنهاى آدميان از لطافت و كثافت هوا و هواى كه زود گرم شود در طلوع آفتاب و زود سرد شود از غروب آفتاب آن هوا لطيف بود و بدترين هواها آن بود كه در ان نفس گرفته شود و دل در قبض افتد از ان و مسام هم گرفته شود و بعد ازين مفصلات ذكر هر مسكن مسكن كرده شود و اثر آن از باب اهويه اما مساكن حاره لون را سياه كند و موى را مجعد كند و هضم را ضعيف كند و چون تحليل در ان بسيار و در غايت رسد رطوبات بدن كم شود و سفيدى موى پديد آيد همچنانكه در حبشه كه اعمار ايشان در عرض سى سال منقضى مىگردد و دلهاى ايشان خائف بود بسبب كثرت تحليل ارواح ايشان و مساكن حاره بدنهاى ايشان نرم‌تر بود از بدنهاى مساكن بارده اما مساكن بارده سكان آن امكنه همه اقوى باشند و شجاع نيكو هضم و اگر با ايشان رطوبت بود ابدان ايشان لحيم و شحيم باشند و رگهاى ايشان غائر بود و مفاصل ايشان مخفى باشد و تازه‌روى و تراندام باشند در ان مساكن اما مساكن رطبه مردم اين مسكن نيكو سحنه باشند و جلود ايشان نرم بود و زود باسترخاى واقع مىشوند خصوص در وقت رياضت و تابستان ايشان بسيار گرم نمىشود و همچنين زمستان ايشان بسيار سرد نمىشود و در ابدان ايشان حميات مزمنه بسيار پديد مىشود و همچنين در نزله بسيار واقع مىشوند و در اسهال مىافتند و در نزف دم و دم حيض و دم بواسير و حدوث قروح عفنه و فالج و حدوث صرع و سكته و لقوه و رعشه و امثال اينها در ايشان پديد مىشود اما سكان مساكن يابسه عارض مىشود اهل اين مساكن را قبض طبيعت و يبس آن و قحل جلود ايشان و تشقق اظفار ايشان و يبوست دماغ ايشان و تابستان ايشان بسيار گرم بود و زمستان ايشان بسيار سرد مساكن عاليه سكان مساكن عاليه اقوى باشند و صحيح الابدان و اجلا و اعمار ايشان طويل بود اما مساكن غائره سكان آن مساكن هميشه در گرمى شب درمانده باشند و لون ايشان تيره و كدر بود و آبهاى ايشان گرم و غليظ بود خاصه كه ايستاده باشد يا در كوها بود يا در زمين شوره‌دار بود يا آنكه آبهاى ايشان بسبب هوا ايشان رداءت داشته باشد اما مساكن حجرى مكشوفه اهل اين مسكن را در گرماى تابستان گرمى بسيار بود و در زمستان سردى بسيار باشد و ابدان ايشان صلب بود و درهم رفته و محكم و بدخلق و موى ايشان بسيار بود و قوى در بنيه و مفاصل ايشان سخت بود و بر مزاج ايشان يبوست غالب بود و بيدارى شب كه آن را سهر گويند بر ايشان غالب بود و اخلاق ايشان بد باشد و متكبر و مستبد باشند در امور معاش و در حروب شجاع باشند و در صناعات